تبليغاتX
دفتر خاطرات قلبم
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت 23:45




 یا مقلب القلوب والابصار

یا مدبر الیل و النهار

یا محول الحول والاحوال

حوّل حالنا الی احسن الحال

 

 

    و بـهار مــــی تـــراود ز نـــگاه ســـبز بـاران

                                        و شـکوفه مـی زند گل به حریم سـبزه زاران


برگه های سال1386 خورشیدی ورق خورد و هم اکنون در آستانه فرارسیدن بهار سال جدید هستیم آرزومندم که تبریکات صمیمانه ی مرا به مناسبت آغاز سال نو مورد قبول شما عزیزان واقع گردد و میمنت سال جدید طلیعه ی موفقیت های بزرگ برای شما باشد . در لحظه حلول سال نو با زمزمه کردن دعای عرفانی , یا مقلب القلوب و الابصار , دعا گوی من هم باشید.                     عید بر همگان مبارک باد .

جام بهار

می وزد باد صبا از جانب صحرای عشق
می فشاند هر طرف عطر محبت زای عشق

قاصد باور خبر از رویش گل می دهد
تا که بلبل همنوایی می کند با نای عشق

می دهد مرغ سحر تا صبح هستی را نوید
می چکد از چشم گلها، شبنم زیبای عشق

چون شمیم یاس در صبح صفاخیز بهار
عطر عرفان می وزد از کعبه ی والای عشق

تا فشاند نور، موسای سحر بر طور جان
می تراود آفتاب از سینه ی سینای عشق

گلبن سرخ گلستان محبّت پرفروغ
از نگاه آشنای نرگس شهلای عشق

مرغ دل پر می گشاید تا حریم مهر یار
با حضور جانفزای لاله ی حمرای عشق

هر که چون «کوثر» بنوشد باده از جام بهار
سرزند چون آفتاب از مشرق مینای عشق

                            حسین عرشی «کوثر»

نوشته شده توسط حسین عرشی | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه هفدهم اسفند 1386 ساعت 21:18

شهادت غریبانه و جانگداز هشتمین شقایق بوستان ولایت

حضرت علی ابن موسی الرضا (ع)

بر تمام شیعیان و دلسوختگان حضرتش تسلیت باد.

امام رضا (ع) فرمودند:

مومن سه خصلت دارد. یک سنت از خدا - یک سنت از پیامبر و یک سنت از امام خود

و اما سنت خدا پرده پوشی - سنت پیامبر خلق نیکو و سنت امام صبر در برابر مشکلات

************

آسمان ، دلتنگ خورشيد خراسان

خراسان مشرق دلهاست و خورشيد سرزمين عشق در   شرقي‌ترين پنجره غربت غروب مي‌كند تا آسمان دلتنگ   خورشيد خراسان باشد.

بركت خاك اين سرزمين به خراسان است و خورشيد   غريبي كه در آن آرام گرفته است و آسمان در آخرين  روزهاي ماه صفر دلتنگ خورشيد خراسان است.

امروز شرقي‌ترين پنجره حقانيت اسلام در بلنداي خراسان گشوده شده است و شميم شيعه تا يسار و يمين پراكنده مي‌شود تا خورشيد عشق از مشرق طوس غروب مي‌كند.

كبوتران حرم چقدر غمگينند، وقتي كه شهر را سيه‌پوش تو مي‌بينند و آهوان رميده دل، ضامني جز تو ندارند.

چه دلهايي كه گره خورد به پنجره ضريح تو و باز شدند و چه دلهايي كه در روز عزايت گرفته‌اند و اجازه گريستن مي‌خواهند، تا باز شوند.

خواجگي قلوب خراسان است و غربت ديدار تو، كه دلتنگي بقيع و مدينه‌ات را ، ما نيز دل تنگ شده‌ايم.

پرنده شويم و رها به سوي گنبد تو و آشيان بگيريم، كه طعم خوش دانه‌چين رواقت، خانگي‌مان مي‌كند.

رضايي به رضاي خدا و رضاييم به رضاي تو كه رضايي به رضاي خدا و راضي به رضاي خداييم، كه تو شفاعتمان مي‌كني به روز جزا.

توتياي چشم ماست سرمه‌دان خاك تو، آنجا كه توخفته‌اي و سرزمينت حج فقراست و گلدسته‌هايت همسايگي آسمان.

آري، گنبد و گلدسته‌ها و ضريح و صحن و سرا سيه‌پوشيده آل رسولند، پس زاير اگر ياد حضرت محمد(ص) كرده باشي، مشهد نيز بوي مدينه را مي‌دهد، بوي غربت كوفه را.

السلام عليك‌اي معصوم معصومه(س) واي چراغ شاهچراغ، بوي گل و گلاب، امام مسموم شده ازكين دشمنان، بگذار تا بگريم و بگرييم، اينك كه آسمان و پرنده هاي ديار من گريستن آغاز كرده‌اند.

اشكهايمان جاريست چونان آيه‌هاي روشني، كه روشنايي شان تويي و در سال گشت عزايت چنان مويه‌كنان به سوگيم و هماناست كه صداي ناله نيز از سنگ برخيزد.

نوشته شده توسط حسین عرشی | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه هفدهم اسفند 1386 ساعت 14:23

اشک ماتم می چکد امشب ز چشمان بقیع  ***   شعله ور شد از شرار غم دل و جان بقیع

بانگ اذان بلال، برده سياهي كه به اسلام عزيز شد مانند هميشه نبود، نداي "اشهد ان محمد رسول الله" او با نواي حزين فضاي مدينه شهر پيامبر را مي نورديد.

هواي گرم و سوزان مدينه ديگر گرما نداشت و حزني بزرگ بر سر مردمان اين شهر كه زماني يثرب مي‌ناميدند، سايه افكنده بود.

خانه رسول خدا كه منبع نور بود، اكنون پر از نواهاي حزين بود و نجواها گوش به گوش در سراسر شهر مي‌پيچيد.

"ثقيفه بني ساعده " پر از غوغاي دنيا بود و اندرون مولي علي چيزي در خروش كه فقط اجازه داشت تا حنجره بالا بيايد.

ديگر آن لبخند فاطمه نبود كه رسول خدا را شيفته سازد، فاطمه بود و يك دنيا غم و نگران لحظه‌اي كه ديگر روي پدر ، چشمانش را روشني نبخشد و اهل بيت نگران واقعه‌اي كه در شرف تكوين بود.

دين كامل گشته بود و اينك نور اماده بود تا ارام ارام به منبع خود باز گردد.

مسجد النبي بي‌قرار سرور خود بود و نمازگزاراني كه اماده اقامه نماز بودند، بي‌قرار رسول خود.

در مدينه ندا پيچيد كه منادي به ديدار يار نايل شد. بهت همه شهر را فرا گرفت و انگشت‌هاي حيرت به دندان گزيده شد كه مگر پيامبر نيز ...

واقعه چنان ناباورانه برسر شهر مدينه فرود امد كه حتي برخي مسلمانان نيز اين نشانه را از ياد بردند " كه من هم چون شما انسانم به جز انكه به من وحي نازل شده است ".

تاريكي اسمان مدينه النبي را فرا گرفت. بغض در گلوي علي تركيد. صورت فاطمه "ام ابيها" را سيلاب اشك فرا گرفت.

صداي بلال عزيز پيامبر در گلو شكست اما در ثقيفه همچنان غوغاي دنيا حكم مي‌كرد.

پيامبر خدا (ص) پس از انتخاب مولي علي (ع) به امامت امت ، در بيست و هشتم ماه صفر سال يازدهم هجري ، دار فاني را وداع گفت. عاشق به ديار معشوق شتافت.

پس از فراق جانگداز رسول خدا ، مقدس مابان در "ثقيفه بني ساعده " عهد خود با پيامبر در غدير خم را شكستند و علي خانه‌نشين شد.

مولي علي و اهل بيت پس از رحلت پيامبر اكرم غريب شدند و دل و جان مردم بيش از دين به دنيا گرويد. فرقه‌ها از دل امت سربراورد و هر كس سهم خود را از اسلام پيامبر طلب كرد.

اميرالمومنين پس از ‪۲۵‬سال، وقتي به التماس امت، خلافت را پذيرفت پيرايه ها را از دامن اسلام زدود و اين كار به مذاق دنياطلبان و حتي برخي ياران ديروز پيامبر خدا (ص) خوش نيامد.

و انگاه كه عدالت علي پايه‌هاي قدرت صاحبان ثقيفه را متزلزل كرد در سحرگاه ‪۱۹‬رمضان به ضرب شمشير مقدس مابي ، تاوان عدالت جويي خود را گرفت.

شبانه و بدور از چشم جماعت پيكر مولي علي را به خاك سپردند و امام حسن (ع) فرزند بزرگ حيدر كرار در سن ‪۳۷‬سالگي ولايت امت را عهده دار شد.

امام حسن (ع) از بدو امامت ، براي احياي اسلام راستين با غاصبان دين به مبارزه پرداخت و با تدارك لشكر به جاي مانده از دوران پدر، براي مبارزه با معاويه از كوفه خارج شد.

روزي در لشكر امام ، كسي فرياد زد كه "قيس بن سعد " فرمانده لشكر امام كشته شد و همين شايعه سبب شد سپاهيان پا به فرار بگذارند و حتي برخي سراپرده خيمه امام حسن (ع) را غارت كردند، فرش زير پاي او را كشيدند و به پاي او خنجر زدند.

امام حسن (ع) دانست كه بااين جماعت كوته فكر نمي‌توان با معاويه جنگيد، ياران او بي‌وفايي كردند و امام براي حفظ اسلام و جان مسلمانان با معاويه پيمان صلح بست اما هرگز با او سازش نكرد.

صلح امام حسن با معاويه يكي از فرازهاي مهم تاريخ اسلام است كه هرگز فراموش نمي‌شود. با اين پيمان صلح جان شيعيان بيمه شد و امام حسن (ع) به امام "صلح و خردمندي " معروف شد.

سرانجام در روز ‪۲۸‬صفر سال پنجاهم هجري قمري امام حسن (ع) امام دوم شيعيان و يكي از سروران جوان بهشت به دستور معاويه و بوسيله زهر به شهادت رسيد و در جوار حق ارام گرفت.

نوشته شده توسط حسین عرشی | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 ساعت 23:59

 

مرگ سرخ شقایق

 

اشک غزل به گونه ی ذهنم چکیده بود

وقتی زمان رفتن یارم رسیده بود

 

می خواست تا شکوفه زند یاس انتظار

اما خزان به باغ نگاهم وزیده بود

 

دیگر نداشت شوق پریده به باغ مهر

آن بلبلی که داغ گل لاله دیده بود

 

کلک خزان به سینه ی مرغان باغ عشق

طرحی ز مرگ سرخ شقایق کشیده بود

 

آن شب که رفت ماه سپهر نگاه من

اشک و فغان و ناله امانم بریده بود

 

از چشم کهکشان دلم در شب فراق

یک آسمان ستاره ی ماتم چکیده بود

 

پاشید نور خاطره در شهر خاطرم

آن دلبری که عازم شهر سپیده بود

 

تنها نشان ز یار سفر کرده «کوثرا»

آه دل فسرده و اشک دو دیده بود

 

             حسین عرشی «کوثر»

نوشته شده توسط حسین عرشی | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه سوم اسفند 1386 ساعت 14:31

 

 

 

 پروانه های خاطره

 

 

 

در کوچه باغ عشق بهاري نمانده است

بر شاخسار مهر هزار ي نمانده است

 

گلبرگهاي ياس محبّت فسرده اند

ديگر صفاي صبح بهاري نمانده است

 

 

در آسمان عاطفه نوري پديد نيست

از بهرِ مِهر آينه داري نمانده است

 

در اين خزان که لاله ي امّيد پرپر است

بر جان مرغ عشق قراري نمانده است

 

ديگر نواي عشق و اميد و صفا و مهر

بر گوش دل ز ناي نگاري نمانده است

 

پروانه هاي خاطره پرواز کرده اند

از محفلي که شمع و شراري نمانده است

 

افسانه گفته اند بسي از اميد و عشق  

ديگر براي اين دو عياري نمانده است

 

دلدادگان مهر و محبّت کجا روند؟

در سرزمين عاطفه ياري نمانده است

 

پيمانه هاي عهد و وفا را شکسته اند

در بزم مِهر باده گساري نمانده است

 

از خُمسراي نور سفر کرد مِي فروش

بر دل هواي بوس و کناري نمانده است

 

«کوثر» شکسته تار دل غمگسار ما

ديگر نواي چنگ و سه تاري نمانده است

 

 

                    حسين عرشي«کوثر»

 

نوشته شده توسط حسین عرشی | لینک ثابت | موضوع: