تبليغاتX
دفتر خاطرات قلبم - آفتاب غدیر
جمعه هفتم دی 1386 ساعت 20:8

عيد غدير عيد زيباترين جلوه هاي عطوفت و مهرباني، عيد سرودن سبزترين چکامه هاي عدالت بر تمام شيفتگان ولايت مبارکباد.

این چکامه را با نام «شهریار حُسن» تقدیم می دارم به ساحت مقدس امیر مومنان علی (ع) 

اي ماهتاب عاطفه خورشيد يار تو *** يک آسمان ستاره باور نثار تو

 

 

 

اي حجم سبز باغ محبّت، شميم عشق*** گُل کرده صد شقايق جان در بهار تو

 

 

 

اي کوه صبر، چشمه‌ی پاکي، حضور مهر *** چشمان مست آينه، آيينه دار تو



 

در دام چشم مست تو افتاده مرغ دل ***کِي مي رهد ز دام محبّت شکار تو

 

 

 

آتش نشانِ عشق تو پروانه هاي وصل *** دارد فروغ، محفل دل از شرار تو

 

 

 

در باغ ديدگان تو گُل کرده ياس عشق *** گلواژه هاي مهر و محبّت شعار تو

 

 

 

نان و رُطب به دوش تو در کوچه‌هاي شهر*** صدها نگاه خسته کشد انتظار تو

 

 

 

اي مرد خيبري که دل سخت دشمنان *** مي لرزد از حضور تو و ذوالفقار تو

 

 

 

بدر و حنين و خيبر و خندق نشان گرفت *** از هيبت و شجاعت و از اقتدار تو

 

 

 

اي تکسوار عرصه باور، امير عشق *** شد بانگ «لافتي» سند افتخار تو

 

 

 

دارد فروغ از نگهت ساغر اميد *** نام «غدير خُم» شده در انحصار تو

 

 

 

سنگ صبور دردِ دلِ اهلِ دل تويي ***  دردا! که چاه کوفه شده غمگسار تو

 

 

 

در آسمان عاطفه، اي مهر جانفروز! *** مهتاب و اختران ولا در کنار تو

 

 

 

اسطوره‌ی شجاعت و دريای غيرتی *** سردار عشق و خون خدا از تبار تو

 

 

 

سيناي وصل سينه‌ی بي کينه تو شد*** موساي دل به طور ولا بيقرار تو

 

 

 

دلداده‌ي خدايي و دلدار عالمي *** خوانده تو را نگار دل خود، نگار تو

 

 

 

قاصر زبان ز وصف تو اي شهريار حُسن *** آنجا که وصف کرده تو را کردگار تو

 

 

 

اما قسم به پاکي چشمان جام عشق *** دل از شراب عاطفه شد ميگسار تو

 

 

 

از«کوثر» نگاه تو مستند عالمي *** ساقي بيار باده که دل شد خمار تو 

 

 

                                                        حسین عرشی «کوثر»

و این هم گفتاری زیبا از جورج جرداق نویسنده مسیحی درباره شخصیت والای امیرمومنان علی (ع)

مردم دوستی علی (ع) و علی دوستی مردم، یکدیگر را تصدیق می کنند و نشان می دهند که بزرگ کسی است که دوستدار نیکی باشد و در راه آن شهید شود. علی(ع) همان شهید بزرگوار است.
درمیان انسانها، خوبی های بسیار سراغ داریم که موردتوجه و علاقه آنها هستند، هرگاه به خیر و نیکی ستمی برسد، درواقع به همه انسان ها ستم شده است و هرگاه خیر و نیکی مورد تعظیم قرارگیرد همه انسان ها مورد تعظیم قرارگرفته اند.
اگر صفحات تاریخ را بررسی کنید این حقیقت مسلم را می یابید که درمیان شخصیت های بزرگ، کمترکسی را می توان یافت که همانند علی بن ابی طالب(ع) موردعلاقه و محبت و تعظیم و تجلیل و حمایت انسان ها قرار گرفته باشد و حوادث و وقایع زندگی او، این چنین مورد توجه قرار بگیرد.
این محبت در دل ها موج می زند و وجدان آدمی را از انحراف حفظ می کند و درعرصه تابش آن باطل و تبهکاری خوار می گردد.
چنین محبتی انسان را در پناه حق قرار می دهد و وجدان او را نگهبان و پاسداری می کند.
حتی در این محبت آنچنان خاصیت شگفت انگیزی است که ملوان کشتی را که از بالا و پائین دچار حادثه گشته و مسافرانش غرق شده یا در آستانه غرق شدن هستند و بادهای مخالف از هرسو او را تهدید می کند، نجات می دهد.
آری علی(ع) درگذرگاه تاریخ به عنوان امام حق و نیکی همانند کوهی استوار قرارگرفته به گونه ای که حوادث کوبنده و بادهای سخت آن را متزلزل نمی کند.
آنان که با علی بن ابی طالب(ع) دشمنی می کردند خود گمراه شدند و دیگران را هم گمراه ساختند، سرانجام سربه زیرخاک فرو بردند و خاموش شدند و از آنها نام و نشانی جز لعن و نفرین انسانهای خشمگین باقی نماند.
وجدان پاک انسان ها درباره آنها این طور قضاوت کرد که از بین رفتند و ذلیل شدند.
اگر گناه و زشتی و تبهکاری در پیشگاه وجدان انسان ارزش داشته باشد، آنها هم ارزشی دارند.
پسر ابوطالب شعله ای فروزان در دل ها و حرارتی نیروبخش درجان ها و منطقی شفابخش در عقل هاست. او را سخنی است حکیمانه و اخلاقی است بزرگوارانه، خداوند هرگز آسمان را زمین و زمین را آسمان نمی کند! تاریخ گواه صحت این مدعاست.
شخصیت علی(ع) از هرجهت برای مردم شگفت انگیز است. رشته محبت او از هر طرف به قلب های ایشان پیوند یافته است. بسیارند کسانی که درباره این گوهریکتا سخن گفته اند و شگفتی و محبت خود را ابراز داشته اند، همه آنها در یک نقطه تلاقی می کنند و بر سر یک موضوع اتفاق نظر دارند که علی(ع) نمونه والای فکر و بیان است.
او شخصیتی است که به نور وجدان روشن می شود. از همین جهت است که او سزاوار شگفتی و شایسته محبت عمیق است.
درمیان مردم هستند کسانی که نشان پیامبری بر سینه اسرارآمیز علی(ع) می زنند. این مسأله چندان تعجب آور نیست، زیرا یکی از بارزترین صفات علی(ع) این است که با مردان بزرگ جهان بشری در یک نقطه تلاقی می کند.
این مردان بزرگ نسبت به انسان ها سمت پدری دارند، اما نه پدر جسمانی که به مسأله زناشویی و تولید نسل مربوط می شود بلکه پدری آنها نمونه ای از پیوند انسان به انسان و زندگی آنان به یکدیگر است. بنابراین، پدری آنها وسیع تر و عمیق تر از پدری نسبی و معمولی است.
این پدران انسانیت برتر و والاتر از آنند که در چارچوب ویژگی های قومی یا ملی محصور شوند. تاریخ کوشش کرده است که این کار را انجام دهد اما آنها از هر قید و شرطی آزادند و تاریخ باید در این مورد کنار گذاشته شود.
از این جهت است که می بینید علی(ع) درجهان آن روز، همچون پدری روحانی است که بسیاری از مردم با همه اختلافاتی که داشتند خود را به او منسوب می کردند. آنها پناهگاهی می جستند که مظهر واقعی ارزش های انسانی باشد. این پناهگاه کسی غیر از علی(ع) نبود. او پدر همه شهیدان است. فرزندان روحانی او با شهادت وی به خویشتن تسلیت گفتند.
علی(ع) آن بزرگمردی است که وجدان بشری در برابر تاریکی های خودخواهی، از او روشنی می گیرد، همان خودخواهی هایی که زمامداران عصر علی(ع) و اکثر زمامداران تاریخ در آن سقوط کرده اند.
علی(ع) آن بزرگمردی است که وجدان ها و اندیشه ها را آنچنان به حرکت درآورد که درجریان خود دیگر به کمکی احتیاج پیدا نکرد و زمان و مکانی را در آن تأثیری نبود.
حق جویان و عدالتخواهان درمیان مردم پناهگاهی جز علی(ع) نداشتند.
او پدری مهربان بود که سایه بلند خود را بر سرکسانی می گسترد که احساس می کردند بیدادگران عدالت را با ستم خود از بین می برند و عاطفه را با سنگدلی پایمال می کنند و نیکی را با تبهکاری نابود می سازند و دولت و سلطنت خود را براساس گناه و ظلم بنیانگذاری کرده اند.
پیروان امام که در ظلمات تاریخ با نور هدایت او گام برمی داشتند چنان دلهایشان از محبت او مالامال بود که زبان و قلم از شرح آن ناتوان است. جانبازی آنان در این راه به گونه ای است که در تاریخ نمونه آن را نتوان یافت.

نوشته شده توسط حسین عرشی | لینک ثابت | موضوع: