تبليغاتX
دفتر خاطرات قلبم - حسین سرخترین نام
شنبه بیست و نهم دی 1386 ساعت 15:25

امروز عاشوراست و کربلا سراسر غوغا و آتش و خون.

عاشورا، واژه ای که دل ها را تا   چشمها بالا می آورد و چشم را تا  زمین ناگزیر می کند. واژه ای که  مترادف با «حسین» است.

امروز شیرین ترین فرهاد تاریخ، عشق را به حماسه می خواند، هرچند هفتاد و دو رکعت عشق هم، تشنگی کربلا را جواب نمی شود.

«حسین» واژه ای است که تاریخ را به حرکت در آورده است و جغرافیا شرمنده ی آن است که جا پایش را گنجایش نمی شود.

«حسین» واژه ای است که آرامش جان ها را به توفان می سپارد و درختان به احترامش قیام می کنند و شقایق ها داغدار تنهایی وی اند.

«حسین» گلی است که جهان با بوی وی، بودن را شروع کرده است و ادامه خواهد داد.

«حسین» سرخترین نامی است که در تاریخ سرسبز مانده است.

ای «حسین»! نام تو پرواز را با یاد پرندگان می آورد و عشق تو، آغاز شدنی است که خنجر انجام آن است. عطشانی تو چه کرده است که تمام آب های روزه دار را به یاد تو می نوشیم و قاتلانت لایق لعنت می شوند؟...

ای «حسین» از کدام جام نوشیده ای که شادابی ات، مستی تمام شمشیرها را کفاف شده است و باران تیر را به تنهایی قامت بسته ای؟...

... حالا عصر عاشوراست. دو خورشید در مقابل هم راه می روند، طبل ها همچنان می کوبند و کودکان ستاره های گمشده ی صحرایند.

 

  ********

 

شرمنده ترین واژه

 

امشب شقایقها در این صحرا غریبند

گلهای یاس و مریم و مینا غریبند

 

امشب کنار لاله های غرقه در خون

افسرده دل مرغان گل آوا غریبند

 

در زیر دستان خزان آلوده ی کفر

گلهای باغ باور زهرا غریبند

 

شد آب شرمنده ترین واژه که چندی است

این کودکان تشنه با دریا غریبند

 

روییده در اندیشه ی ناپاکشان مکر

آنانکه با اندیشه ی مولا غریبند

 

در لابلای نیزه ها و خنجر و تیر

دهها شقایق خفته در صحرا غریبند

 

امشب ز جام «کوثر» احساس مستند

آنانکه با سرمستی دنیا غریبند

 

                       حسین عرشی «کوثر»

 

نوشته شده توسط حسین عرشی | لینک ثابت | موضوع: