
میلاد مهتاب
امشب زمين و آسمان غرق سرور است
ميلاد ماهي دلربا از نسل هور است
موساي دل بنشسته در سيناي طور است
هنگامه ي وصل است و ميعاد حضور است
شد جلوه گر نور خدا در عرصه ی خاک
روشن شد از مهر ولا چشمان افلاک
در گلشن سبز ولايت لاله روييد
از چشم مست آسمان خورشيد جوشيد
لبريز شد جام سحر از نور اميد
آيد به گوش جان، دلا!آواي توحيد
بادا بشارت عاشقان، ميلاد مهتاب
آمد زلال ديده ی آيينه و آب
اي مطرب بزم صفا امشب به پا خيز
شوری دگر بر پا کن و غوغا برانگيز
شد کاسه صبرم ز هجر يار لبريز
ساقي بيا و باده در پيمانه ها ريز
دُردی کشان آسمان مست حضورند
پيمانه نوشان ولا مدهوش نورند
باغ محبت را بهاري ديگر آمد
در گلشن باور هزاري ديگر آمد
دلداگان را گلعذاري ديگر آمد
عطر حضور سبز ياري ديگر آمد
فردوس را آذين کنيد ای گلتباران
آمد به گلزار جنان بوی بهاران
در باغ چشمان سحر، خورشيد گل کرد
در ساغر دل، باده ي اميد گل کرد
تا در سپهر دين، مه توحيد گل کرد
در ديده ي شب باوران، ترديد گل کرد
در گلشن باور چو ياس عشق بشکفت
حتی خدا بر خلقت خود آفرين گفت
امشب به جام عاشقان صهباي عشق است
در دست ساقي ولا ميناي عشق است
هر دل به ياد يار مه سيماي عشق است
مست از نگاه نرگس شهلاي عشق است
ای دل بيا امشب سراپا شور باشيم
در انتظار سبز ماه و هور باشيم
پيچيده در دشت ولا عطر شقايق
در نغمه و شور و نوا مرغان عاشق
نازل شد امشب «کوثرا» قرآن ناطق
خورشيد آورده پيام از صبح صادق
روييد ياس هفتمين در باغ سرمد
تبريک حق بر صادق آل محمّد
حسین عرشی «کوثر»

