اشک ماتم می چکد امشب ز چشمان بقیع *** شعله ور شد از شرار غم دل و جان بقیع


بانگ اذان بلال، برده سياهي كه به اسلام عزيز شد مانند هميشه نبود، نداي "اشهد ان محمد رسول الله" او با نواي حزين فضاي مدينه شهر پيامبر را مي نورديد.
هواي گرم و سوزان مدينه ديگر گرما نداشت و حزني بزرگ بر سر مردمان اين شهر كه زماني يثرب ميناميدند، سايه افكنده بود.
خانه رسول خدا كه منبع نور بود، اكنون پر از نواهاي حزين بود و نجواها گوش به گوش در سراسر شهر ميپيچيد.
"ثقيفه بني ساعده " پر از غوغاي دنيا بود و اندرون مولي علي چيزي در خروش كه فقط اجازه داشت تا حنجره بالا بيايد.
ديگر آن لبخند فاطمه نبود كه رسول خدا را شيفته سازد، فاطمه بود و يك دنيا غم و نگران لحظهاي كه ديگر روي پدر ، چشمانش را روشني نبخشد و اهل بيت نگران واقعهاي كه در شرف تكوين بود.
دين كامل گشته بود و اينك نور اماده بود تا ارام ارام به منبع خود باز گردد.
مسجد النبي بيقرار سرور خود بود و نمازگزاراني كه اماده اقامه نماز بودند، بيقرار رسول خود.
در مدينه ندا پيچيد كه منادي به ديدار يار نايل شد. بهت همه شهر را فرا گرفت و انگشتهاي حيرت به دندان گزيده شد كه مگر پيامبر نيز ...
واقعه چنان ناباورانه برسر شهر مدينه فرود امد كه حتي برخي مسلمانان نيز اين نشانه را از ياد بردند " كه من هم چون شما انسانم به جز انكه به من وحي نازل شده است ".
تاريكي اسمان مدينه النبي را فرا گرفت. بغض در گلوي علي تركيد. صورت فاطمه "ام ابيها" را سيلاب اشك فرا گرفت.
صداي بلال عزيز پيامبر در گلو شكست اما در ثقيفه همچنان غوغاي دنيا حكم ميكرد.
پيامبر خدا (ص) پس از انتخاب مولي علي (ع) به امامت امت ، در بيست و هشتم ماه صفر سال يازدهم هجري ، دار فاني را وداع گفت. عاشق به ديار معشوق شتافت.
پس از فراق جانگداز رسول خدا ، مقدس مابان در "ثقيفه بني ساعده " عهد خود با پيامبر در غدير خم را شكستند و علي خانهنشين شد.
مولي علي و اهل بيت پس از رحلت پيامبر اكرم غريب شدند و دل و جان مردم بيش از دين به دنيا گرويد. فرقهها از دل امت سربراورد و هر كس سهم خود را از اسلام پيامبر طلب كرد.
اميرالمومنين پس از ۲۵سال، وقتي به التماس امت، خلافت را پذيرفت پيرايه ها را از دامن اسلام زدود و اين كار به مذاق دنياطلبان و حتي برخي ياران ديروز پيامبر خدا (ص) خوش نيامد.
و انگاه كه عدالت علي پايههاي قدرت صاحبان ثقيفه را متزلزل كرد در سحرگاه ۱۹رمضان به ضرب شمشير مقدس مابي ، تاوان عدالت جويي خود را گرفت.
شبانه و بدور از چشم جماعت پيكر مولي علي را به خاك سپردند و امام حسن (ع) فرزند بزرگ حيدر كرار در سن ۳۷سالگي ولايت امت را عهده دار شد.
امام حسن (ع) از بدو امامت ، براي احياي اسلام راستين با غاصبان دين به مبارزه پرداخت و با تدارك لشكر به جاي مانده از دوران پدر، براي مبارزه با معاويه از كوفه خارج شد.
روزي در لشكر امام ، كسي فرياد زد كه "قيس بن سعد " فرمانده لشكر امام كشته شد و همين شايعه سبب شد سپاهيان پا به فرار بگذارند و حتي برخي سراپرده خيمه امام حسن (ع) را غارت كردند، فرش زير پاي او را كشيدند و به پاي او خنجر زدند.
امام حسن (ع) دانست كه بااين جماعت كوته فكر نميتوان با معاويه جنگيد، ياران او بيوفايي كردند و امام براي حفظ اسلام و جان مسلمانان با معاويه پيمان صلح بست اما هرگز با او سازش نكرد.
صلح امام حسن با معاويه يكي از فرازهاي مهم تاريخ اسلام است كه هرگز فراموش نميشود. با اين پيمان صلح جان شيعيان بيمه شد و امام حسن (ع) به امام "صلح و خردمندي " معروف شد.
سرانجام در روز ۲۸صفر سال پنجاهم هجري قمري امام حسن (ع) امام دوم شيعيان و يكي از سروران جوان بهشت به دستور معاويه و بوسيله زهر به شهادت رسيد و در جوار حق ارام گرفت.

