تبليغاتX
دفتر خاطرات قلبم - فتح خونین شهر
جمعه سوم خرداد 1387 ساعت 16:18

سلام بر شهيدان آن زيباترين اسطوره هاي پاکي و استقامت، تنديس هاي نمادين ايثار و شجاعت و دريادلان ساحل ايمان که آسمان   عاطفه ها از نور نگاهشان روشني يافت  وسرزمين خاطره ها با ياد و خاطره يشان  جاودانه گشت. به کدامين واژه توصيفشان کنم  و با کدامين سخن بستايم آنان را که فراتر از  تمام واژگان تاريخند. هرگاه شميم دل انگيز  نامشان در کوچه باغ خاطراتمان مي پيچد  کبوتر خسته قلبهايمان تا آسمان آبي اميد پر مي گشايد و شقايق هاي احساس در باغ ديدگانمان شکوفا مي شود. سبزقامتاني که بر روي رملهاي جنوب و کوهستانهاي غرب زيباترين حماسه هاي تاريخ را آفريدند. شقايق سيرتاني که طنين زيباي يازهرايشان هنوز هم قلب زمين و زمان را به لرزه در مي آورد. هنوز هم «خونين شهر»، «آبادان»، «سوسنگرد» و «هويزه» نام زيباي آنان را بر لب دارند و «طلائيه» و «چزابه» و«قله هاي الله اکبر» با ياد و خاطره ي آنان  جاودانگي را فرياد مي زنند.

شهيدان لاله هاي دشت خونند**** شقايقهاي صحراي جنونند

 

شهيدان شاهدان شهر نورند****فروغ چشمه ي چشمان هورند

 

مقيم کعبه آمال عشقند****کبوترهاي خونين بال عشقنند

 

دمادم مست صهباي حضورند****قدح نوشان ميناي ظهورند

 

ترانه خوان به باغ سبز يارند****هزار نغمه پرداز بهارند

 

چو مرغ خوش نواي صبح اميد****به ناي جانشان آواي توحيد

 

فروغ چشمشان شد هاله ی عشق****دل پُر داغشان آلاله ي عشق

 

به دل در التهاب وصل هورند****چو موسايند و در سيناي طورند

 

طلوع جانفزاي صبح صادق******فروغ چشمه ي چشم شقايق

 

نگين خونشان در خاتم عشق****چو مرواريد رخشان يم عشق

 

لبالب جام جانهاشان زنوراست****دل شيدايشان مست حضوراست

 

چو جان را با غم جانان سرشتند****به خون سرمشق آزادي نوشتند

 

بساط عشقبازي را گشودند****شهادت را، شهادت را ستودند

 

شهيدان شمع محفلهاي عشقند****شراري بر دل شيداي عشقند

 

شقايق سيرتاني کز غم دوست****سراپا جانشان مست ميِ اوست

 

وضو ازچشمه ی جانان گرفتند****زشوق سجده هاشان جان گرفتند

 

نماز عاشقي را مقتدايند****امام عزّت و فرّ و همايند

 

غروب جانشان هنگامه ي وصل****طلوعي سبز در زيباترين فصل

 

مسافر تا ديار مهر يارند ****سفيران صفاجوي بهارند

 

سفر کردند تا کاشانه ي دوست**** همه سرمست از پيمانه ي دوست

 

چه خوش دريادلان ساحل عشق****گذر کردند از سرمنزل عشق

 

نداي «ارجعي» را تا شنيدند****چه زيبا سوي جانان پرکشيدند

 

کنون پيمانه نوش جام نورند****قدح نوشند و مستان حضورند

 

و مدهوشان جام «کوثر» عشق****سفر کردند با بال و پر عشق

 

حسين عرشي «کوثر»

نوشته شده توسط حسین عرشی | لینک ثابت | موضوع: