تبليغاتX
دفتر خاطرات قلبم - داغ مهتاب
شنبه هجدهم خرداد 1387 ساعت 14:56

شهادت جانگداز

 اول شهيده ی راه ولايت

             شقايق داغ نشان بوستان نجابت

                     حضرت فاطمه زهرا «س»

                                                                      تسليت باد.

 

 

 

 

 

 

 

غروب مهر

هنگام غروبِ مِهرِ عمرِ كم تو

شد چشم فَلك ستاره پوش از غم تو

در پيش نگاهِ اختران، اي مهتاب!

خورشيد ولا نشسته در ماتم تو

**********

ترانه ي عرفاني

رفتی و ز خانه ام صفا را بردي

شيرينيِ لحظه هاي ما را بردي

با رفتنت اي ترانه ي عرفاني

از ناي هزار دل نوا را بردي

**********

آينه هاي ناشكيبا

اي دختر نور بي تو مولا چه كند؟

با آينه هاي نا شكيبا چه كند؟

يك مرد ميان اين همه نامردي

در شهر پر از غريبه تنها چه كند؟

**********

شهر پر از تنهايی

اي كاش كسي درد مرا مي فهميد

پآيينه رُخ زرد مرا مي فهميد

اي كاش در اين شهر پُر از تنهايی

جز چاه يكي درد مرا مي فهميد

 

 

 

**********

غربت و تنهايي

 

 

تو بودي و لحظه هاي من شيدايي

همواره هزار دل به گُل آوايي

تو رفتي و با خودت صفا را بردي

من ماندم و چاهِ غربت و تنهايي

**********

گواه غربت مهتاب

 

 

اين کوچه گواه غربت مهتاب است

اين ميخِ در آميخته با خوناب است

بازوی کبود و پهلوی بشکسته

چشمان شفق گون علی بيتاب است

**********

عزم سفر

هر چند به دل خون جگر داری تو

آيا ز دل علی خبر داری تو؟

تنهاست ميان شب پرستان، خورشيد

مهتاب! کجا عزم سفر داری تو

**********

کوثر هل اتی

ای آنکه به دل داغ شقايق داری

رخسار تو از سيلی شب گلناری

با آيه ی تطهير تو را می خوانم

ای «کوثر» هل اَتی ز چشمت جاری

حسين عرشي «کوثر»

 

نوشته شده توسط حسین عرشی | لینک ثابت | موضوع: